جمعه بیست‌و‌ششم تیرماه یکهزاروسیصدوهشتاوهشت شمسی

جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ب.ظ | مغشوشیات |

در نظام واحد حاکم بر تاریخ بشری ـ نظامی که سیاست را و اقتصاد را و مذهب را و هنر را و فلسفه و اندیشه را و احساس را و اخلاق را و بشریت را همه را ابزار دست می‌کند تا انسان‌ها را قربانی مطامع خود کند و از همه چیز پایگاهی برای حکومت ظلم و جور و جنایت بسازد ـ همه‌ی گروه‌های مردم و همهِ‌ی ارزش‌های انسانی محکوم شده است.

یک حاکم است بر همه‌ی تاریخ، یک ظالم است که بر تاریخ حکومت می‌کند، یک جلاد است که شهید می‌کند و در طول تاریخ، فرزندان بسیاری قربانی این جلاد شده‌اند، و زنان بسیاری در زیر تازیانه‌های این جلاد حاکم بر تاریخ، خاموش شده‌اند، و به قیمت خون‌های بسیار، آخور آباد کرده‌اند و گرسنگی‌ها و بردگی‌ها و قتل‌عام‌های بسیار در تاریخ از زنان و کودکان شده است، از مردان و از قهرمانان و از غلامان و معلمان، در همه‌ی زمان‌ها و همه‌ی نسل‌ها.

حسین یک درس بزرگ‌تر ازشهادت‌ش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلاف‌ش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند. این حج را نیمه‌تمام می‌گذارد و شهادت را انتخاب می‌کند، مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه‌ی خدا، با خانه‌ی بت، مساوی است. در آن لحظه که حسین حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف، هم‌چنان در غیبت حسین، ادامه دادند، مساوی هستند با کسانی که در همان حال، بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند، زیرا شهید که حاضر نیست در همه صحنه‌های حق و باطل، در همه جهادهای میان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، می‌خواهد با حضورش این پیام را به همه انسان‌ها بدهد که وقتی در صحنه نیستی، وقتی از صحنه حق و باطل زمان خویش غایبی، هرکجا که خواهی باش!

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی، هرکجا که می‌خواهی باشد، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است.

شهادت «حضور در صحنه‌ی حق و باطل همیشه‌ی تاریخ» است.

و غیبت؟!

آن‌هایی که حسین را تنها گذاشتند و از حضور و شرکت و شهادت غایب شدند، این‌ها همه با هم برابرند، هرسه یکی‌اند:

چه آن‌هایی که حسین را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشد و مزدور او، و چه آن‌هایی که در هوای بهشت، به کنج خلوت عبادت خزیدند و با فراغت و امنیت، حسین را تنها گذاشتند و از دردسر حق و باطل کنار کشیدند و در گوشه محراب‌ها و زاویه‌ی خانه‌ها به عبادت خدا پرداختند و چه آنهایی که مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زیرا در آن‌جا که حسین حضور دارد ـ و در هر قرنی و عصری حسین حضور دارد ـ هرکس که در صحنه‌ی او نیست، هرکجا که هست، یکی است، مؤمن و کافر، جانی و زاهد، یکی است.*

* حسین وارث آدم، دکتر علی شریعتی