رهایش کن، اگر چند قیلوله‌ی دیو آشفته می‌شود

دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸ ۶:۰۴ ب.ظ | قند پارسی |
به چرک می‌نشیند
خنده
به نوار ِ زخم‌بندی‌اش ار
ببندی.
رهایش کن
رهایش کن
اگر چند
قیلوله‌ی دیو
آشفته می‌شود.

چمن است این
چمن است
با لکه‌های آتش‌خون ِ گُل
بگو چمن است این، تیماج ِ سبز ِ میر ِ غضب نیست
حتا اگر
دیری‌ست
تا بهار
بر این مَسلخ
برنگذشته باشد.

تا خنده‌ی مجروح‌ات به چرک اندر ننشیند
رهایش کن
چون ما
رهایش کن!

تعویذ