عادل گودری‌پور

پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ ۶:۱۹ ب.ظ | مغشوشیات,ویدئو |

عادل فردوسی‌پور انقلابی تو برنامه‌های ورزشی تلویزیون راه انداخت، که اصلا تو بگو انقلابی در همه سطح و برنامه‌های دیگه. کدوم برنامه‌ی ادبی، اقتصادی، سیاسی، هنری… رو تو رسانه‌ی میلی سراغ داری که ۱۰ سال اینجوری با این ظرافت رو لبه‌ی تیغ راه بره و نه تنها حذف نشه که انتقادهای پایه‌ای کنه و سطح اون رشته رو بالا ببره؟!

دیشب بعد از مدت‌ها اون قسمتی که با هاشمی‌طبا مصاحبه می‌کرد رو دیدم و حال کردم:

- چقدر قشنگ و حرفه‌ای رفته بودند از تمام این ورزشگاه‌های نیمه‌کاره فیلم و گزارش تهیه کرده یودند. اصلا همین انتخاب موضوع پایه‌ای ساخت ورزشگاه‌ها خودش جای تشویق داره. این که فیلم نشون می‌ده از تابلویی که زمان بهره‌برداری روش نوشته شده و الآن کلی گذشته و هیچی به هیچی، باعث می‌شه که حواس‌ها بیشتر جمع بشه. یه جا هم گفت که آقا اصلا چه اصراریه زمان بهرده‌برداری بگیم؟ فقط بگیم کی شروع می‌شه و زمان بهره‌برداری هم با خداست. (نقل به مضمون) مسؤول نمی‌دونم چی‌چیک بندرعباس داشت توضیح می‌داد که جدول‌گذاری شده، این حرف‌ش رو “پاوز” می‌زد، تصاویر جدول‌های پخش‌و‌پلای اطراف رو نشون می‌داد که خودش گویای دروغگویی طرف بود، یارو می‌گفت زیرسازی شده، پاوز+تصویر، صندلی‌ها نصب شده، پاوز+تصویر، چمن کاشته شده، پاوز+تصویر… بعد واقعا فاجعه هم بود. ورزشگاهی که هیچی‌ش ساخته نشده اسکوربورد داشت و سرویس‌هاش کاشی شده بود. دقیقا معلوم بود تخل‌پخلی بوده، اساسی؛ که هاشمی‌طبا هم اشاره‌ای کرد به فساد موجود تو ایران!

- اون یارو شاسکول هادیان فکر کرده بود که اینو پیچونده که قول داده، اما نیومده. اول برنامه قشنگ عادل توضیح داد که کی و چطور باهاش قرار گذاشته و چطور طرف بدقولی کرده و حتی تلفن‌ش که جواب نمی‌داد رو هم گذاشت رو بلندگو! بعد هم تا آخر برنامه متلک‌بارون‌ش کرد. نقطه‌ی اوج‌ش هم جایی بود که “ساکت” مدیر عامل سپاهان گفت فردا با هادیان قرار داره و فردوسی‌پور گفت: “ممکنه مهندس هادیان نیاد ها! چون معمولا وقتی که می‌گه می‌آد، نمی‌آد!” :ی هی هم می‌گفت مثلا قرار بوده مسؤولین پاسخگو باشند! خوشم می‌آد با اینجور آدم‌ها تعارف نداره!

- استاندار اصفهان رو مصاحبه‌ی پارسال‌ش رو نشون داد که گفته بود امسال ورزشگاه نقش جهان راه می‌افته و بهش می‌گفت حالا که راه نیافتاده، کی ایشالله؟ اونم طفره می‌رفت از جواب دادن. عادل بهش گفت بگین سال بعد که حاضر نشد، باز ما مصاحبه کنیم و فیلم امسال رو نشون بدیم و بگیم یادتونه پارسال قول دادید… :ح بعد یارو باز طفره رفت! عادل گفت: “۱۳۹۵ خوبه؟ ۱۴۰۰ چی؟ بعد یارو که شروع کرد توجیه، این گفت: “باشه، باشه!” (اصولا این مدل باشه، باشه گفتن‌ش رو عاشقم. وقتی یکی داره زر الکی می‌زنه، یه جوری این رو می‌گه که یعنی “آره جان عمت!” :ی)

- از هاشمی‌طبا هم با این که اصلا خوشم نمی‌آد، اما انصافا خیلی پخته و شمرده و بااشراف کامل به موضوع حرف زد که خوب هرچند باید اینطور باشه، اما انقدر استاندارد ما رو پایین آوردند که وقتی می‌بینیم یک مسؤولی می‌تونه بگه “مداقه” یا “المان‌های زائد” و البته در جای درست خودش، ذوق می‌کنم!

- تیکه‌های فردوسی‌پور عالیه. می‌گفت آقای مهندس هادیان حتی اگه می‌خواستند ما حاضر بودیم تلفنی هم صخبت کنیم و این صندلی خالی رو هم براش ببریم که بشینه حرف بزنه! :ی یا جایی که بحث کمیته‌ی داوری بود و نصیرزاده گیر داده بود به عنایت که شما بر چه اساسی شرط سنی ۵۵ گذاشتی واسه ناظرین. حالا اگه گذاشتی هم چرا آقای فلانی و فلانی مستثنی شدند؟ فردوسی پور گفت: “آقای عنایت، نمی‌تونستید برای این دو نفر صغر سن بگیرید؟!” : )))) من از خنده مرده بودم. به نصیرزاده هم گیر می‌داد که این الآن هند درشته یا ریز؟ :ی شاید هم هند شیکه؟ :ح دو بار هم که یک بیت شعر گفت، تهش گفت: به قول آقای پیروانی! :ی خداست این بشر ابلفضلی!

یکی این اواخر گفته بود که بریم به دست و پای فیروز کریمی بیفتیم بیاد تو گودر! من معتقدم بر عکس کریمی که تیکه‌هاش به نظر من خنکه، این فردوسی‌پور ضریب گودرینگ بالایی داره. مخصوصا این که با تکنولوژی روز هم خوب آشناست! :ی گفتم تکنولوژی داغ دلم تازه شد. همین “دوربین نود” یا خبرنگاری شهروندی تو مغز کدوم مجری/تهیه‌ کننده‌ی تلویزیونی ایران می‌تونست جرقه بزنه، غیر فردوسی‌پور؟

به پاسداشت تمام زحمات‌ش و تمام خاطرات خوبی که با صدا و تصویرش داریم، این فیلم رو تقدیم می‌کنم بهش. (کمی کند بارگزاری می‌شه، مخصوصا اگه اینترنت پرسرعت نداشته باشی، اما به نظرم می‌ارزه دیدن‌ش) با احترام عادل خان!

لینک مستقیم ویدئو

چنین گفت فردوسی پاکزاد

دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸ ۶:۰۵ ب.ظ | عکس,قند پارسی |

فردوسی سبز

عکس از ZhuPix

My Blueberry Nights

یکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ۱:۱۳ ق.ظ | سلام سینما |

 فیلم را دیدیم.

نظرهایتان را خواندیم.

بین همه بیشتر با اولدی خان وحدت کردیم.

این دیالوگ را خیلی پسندیدیم:

Katya: Sometimes, even if you have the keys those doors still can’t be opened. Can they?
Jeremy: Even if the door is open, the person you’re looking for may not be there, Katya!

قند پارسی ۱۷

جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ۷:۳۷ ب.ظ | قند پارسی |

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد ….. جان را سپر تیر بلا خواهم کرد
عمری که نه در عشق تو بگذاشته‌ام …. امروز به خون دل قضا خواهم کرد

مولانا

هر کی بریزه شادونه، فکر می‌کنن خداشونه :ی

جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ۶:۳۱ ب.ظ | سلام سینما,ویدئو |
Pigeon: Impossible

لینک مستقیم ویدئو

میزان الحراره‌ی بلوغ

پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ ب.ظ | مغشوشیات |

این مطلب رو حتما بخون!

کم پیش می‌آد با چیزی انقدر با شدت و حدت موافق باشم! واقعا حیف این مطلب بود که با یک لینک ساده اون کنار سر و تهش هم بیاد. این چیزی بود که مدت‌هاست تو ذهن من بود و هی دست‌دست می‌کردم که طوری مطرح‌ش کنم که اصل قضیه لوث نشه و مفهوم باشه. آخ که چقدر قشنگ نوشته، مختصر و مفید:

آدم ها را موقع تمام کردن یک رابطه یک عاشقی باید شناخت. باید دید حریم نگه می دارند؟ راز های رابطه را به رغم پایان مثلن تلخش توی دلشان محفوظ حفظ می کنند؟ نه تنها راجع به آدم آن سوی رابطه بد نمی گویند که جلوی بد گفتن از او می ایستند؟ آتشی را که در آن سوخته اند سرد نمی کنند؟ از خودشان می گذرند، از حقشان برای گلایه، برای ابراز خشم تا جهان برای آدمی که دوستش داشته اند آسان تر شود؟

مطلب کامل در تلخ، مثل عسل

نوستول ۱۲

چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸ ۹:۱۵ ب.ظ | نوستالژی,ویدئو |
Un Comisar Acuza

لینک مستقیم ویدئو

همون زمانی که “تلویزیون دو کانال داشت، یک به جنگ می‌رفت، از دو واتو واتو آمد” این فیلم رو تقریبا ماهی یک بار پخش می‌کرد! :ح و جالبه هر بار هم من با دیدن این صحنه‌ی فیلم گریه‌م می‌گرفت :ی

خانم‌ها، آقایان! مغشوش‌نوشت‌ها با افتخار متهم تقدیم می‌کند: 
“کمیسر متهم می‌کند”، محصول ۱۹۷۳، رومانی

من از این دنیا چی می‌خوام؟ یک جعبه مداد رنگی…

پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸ ۱۲:۲۲ ق.ظ | سلام سینما,ویدئو |

لینک مستقیم ویدئو

توضیح واضحات؟!

دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ۸:۴۶ ب.ظ | مغشوشیات |

آقا یک نکته‌ای مدت‌هاست گوشه‌ی گلوم گیر کرده. اصولا من تو جایگاهی نیستم که بخوام بگم بیرون رفتن تو تظاهرات خوبه یا بد. اما اگه تصمیم به رفتن گرفتید و خدای نکرده، خدای نکرده، خدای نکرده، به خشونت کشیده شد، مهمترین چیز رسوندن کمک‌های اولیه به صدمه‌دیده‌هاست!

حالا نگو چشم‌بسته غیب گفتی. آخه تو اون فیلم‌هایی که از روزهای خرداد و تیر پخش می‌شد، به نظر می‌اومد بزرگترین دغدغه‌ی اطرافیان فیلم‌برداریه! حالا چقدرش برای اطلاع‌رسانیه چقدرش برای بلوتوث‌بازی و امثالهم، بماند. مسئله اینجاست که کمک به فرد آسیب‌دبده در اولویته که خوب همه می‌دونیم بعضی وقت‌ها ثانیه‌ها هم تو نجات جون آدم‌ها اهمیت دارند. من می‌دیدم که یکی تیر می‌خورد، دویست نفر دورش رو می‌گرفتند به فیلم‌برداری! یعنی نه تنها کمک‌حال نبودند، که جلو دست و پای کمک‌کننده‌های احتمالی رو هم می‌گرفتند!

نکته‌ی دیگه این که تو این شرایط فرد آسیب‌دیده نه تنها از لحاظ جسمی، که از لحاظ روحی هم احتیاج به کمک و پشتیبانی داره! جیغ و دادها حال‌ش رو بدتر می‌کنه و از اون بدتر اینی که تا خون می‌بینی، داد می‌زنی: “می‌کشم، می‌کشم، آن که برادرم کشت!” باز هم جدای بحث درست یا غلط بودن این شعار، به این فکر کن که رسما به آسیب‌دیده داری می‌گی تو مردنی هستی و نمی‌شه نجاتت داد! اون به امید نیاز داره، حتی اگه خیلی احتمال زنده‌موندن‌ش کم باشه!‌

و البته باز هم امیدوارم که خونی از دماغ کسی ریخته نشه! :(