Ciao Capitano
آخرین اسطورهی هنوزفعال ِ نسل من هم رفت. بازیکنی که در دههی ۸۰ با آ.ث.میلان رویایی ِ اون زمان یکی از ستارههای دستنیافتنی ما بود و با توجه به این که از ۱۶ سالگی کارش را با میلان شروع کرده بود و تا ۴۰ سالگی ادامه داد، تنها بازماندهی آن زمانهاست. بازیکنی که فراز و نشیبهای زیادی را با میلان طی کرد و به بزرگترین افتخارات رسید.
تا وقتی به بزرگسالی نرسی، نمیتوانی بفهمی که چقدر تفاوت هست به پرستیدن ستارهها در زمان کودکی و نوجوانی تا دوست داشتنشان در بزرگسالی. وقتی بزرگ میشوی ستارههای بیبدیل امروزی تنها بازیکنهای خوب هستند؛ اما در زمان تینایجری ستارهها را از ته دل میپرستی.
و مالدینی همه چیز را با هم داشت. قیافهی کاریزماتیک، خصوصیات فیزیکی عالی، تکنیک مناسب، حضور چندین ساله در یکی از رویاییترین تیمهای مطرح در زمان خودش… حتی استیل دویدنش هم ما را دیوانه میکرد.
و اینها باز هم مرثیهی او نیست، که همیشه ستارهها رفتنیاند. مرثیهی نسل من و ماست. نسلی که از سی گذشت و اسطورههایش تمام شدند. اسطورههایی که برایشان گلو پاره میکردیم، نه مثل حالا که لذتمان از فوتبال خلاصه میشود به کفزدنی لابد به تشویق حرکتی.
خداحافظ کاپیتان!

