نشود فاش کسی آنچه میان من و توست، تا اشارات نظر نامه‌رسان من و توست

پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵:۳۵ ب.ظ | سلام سینما,ویدئو |

Signs
Uploaded by mg02

لینک مستقیم ویدئو

مرد هزارچهره ۵

پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۳:۵۶ ب.ظ | مرد هزارچهره |

ابر اردیبهشت – وقتی زن ها حق ایدز گرفتن ندارند.

خلاقیت محض ۱۱

چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۰ ب.ظ | خلاقیت محض,ویدئو |
Extreme Sheep LED Art

لینک مستقیم ویدئو

خرس

چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۱۷ ب.ظ | سلام سینما,ویدئو |
L’Ours

لینک مستقیم ویدئو
اطلاعات فیلم

مرگ بر ضدفوتبال

سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۵۷ ب.ظ | فوتبال |

بازی امشب بارسلونا-چلسی اولین فوتبالی بود که کامل دیدم امسال! آقا سطح بازی‌ها پایین اومده یا من چند وقته فوتبال ندیدم، تو ذهنم الکی بزرگ کردم یا چی؟!

گاس هیدینک که به علی پروین گفته بود تو در نیا که من اومدم. ۱۰ نفر رو چپونده بود تو دفاع که بکشن زیرش و یک پایان رأفت هم گذاشته بود اون جلو که تو این زیرتوپ‌کشی‌ها اگه اتفاقی یکی‌ش هم رفت طرف دروازه‌ی حریف، بره قاطی کنه با دروازه‌بان و دفاع که توپ برگشتی سرگردون رو یکی بکنه تو گل.

بارسلونا هم مثل تیم‌های ایرانی که مواقع حساس می‌خورن به ضدفوتبال عربی و الکی عصبی می‌شن و به در بسته می‌زنن، هیچ برنامه‌ای برای مقابله با این ضدفوتبال نداشت. من با این که فوتبال‌ها رو دنبال نمی‌کنم الآن، از روی گزیده‌ی بازی‌ها و صحنه‌های گلی که تا الآن دیده بودم، می‌تونستم حرکات مسی و اینیستا رو حدس بزنم! دیگه تکلیف آنالیزورهای تیم چلسی که مشخصه!

تصاویر تلویزیونی که دیگه رسما فاجعه بود! تصاویر کلوزآپ بی‌جا و بعضا لرزان و تار، از دست دادن صحنه‌های مهم، پخش آهسته‌ی تصاویر وقتی اتفاق حساس دیگه‌ای داشت می‌افتاد و… از صداسیمای ایران کسی رو فرستاده بودن اونجا؟!

خلاصه که حالمان گرفته گشت امشب، اساسی!

کلیشه

سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ق.ظ | هنر نزد ايرانيان است و بس |

… و جا دارد همین جا از همه‌ی‌ آنها تشکر کنم.

خواب‌های طلایی ۹

سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۹:۰۷ ق.ظ | خواب‌های طلایی |

توی یکی از این اتوبوس‌های توریستی بودیم که دور شهر می‌گردن و جاهای دیدنی رو نشون می‌دن! کجاش رو یادم نیست! اون جلو نشستم و با راننده تریپ رفاقت ریختم و یک جایی نمی‌دونم چطور بدون این که بفهمه رفتم رو سقف اتوبوس! آقای راننده هم همینطور می‌گشت تا کم کم از شهر خارج شد و گرفت به سمت دره! ناخودآگاه یاد “اتوبوس ارمنستان” افتادم و همینطور که ترسیده بودم رسیدیم به دره و اتوبوس پرواز کرد! خلاصه جای همه خالی کلی منظره‌ی جالب و بدیع همی می‌دیدیم و لذت می‌بردیم که یکهو آقای راننده که اسمش حسین آقا بود هوس ویراژگری کرد! این هواپیماهای نمایشی رو دیدی رو آسمون معلق می‌زنن؟ همونطور!

“ان الغریق یتشبث بکل حشیش”! به هر میخ و پیچ و ریسمان و طنابی می‌چسبیدم که پرت نشم پایین. خلاصه افتادم کناره‌ی اتوبوس و از میله‌ی بالای پنجره آویزون شدم که یکی از مسافرها من رو دید و حسین آقا رو خبر کرد که فرود اضطراری کنه. در این حین من کمثل الجارلز غلامحسین توی فیلم وسترن از این ور و اون ور خودم رو رسوندم به پنجره‌ی بازی و داخل شدم. به حسین آقا گفتم “نمی‌خواد بشینی و حله”. حسین آقا هم شاکی:
- نه، من الا و للا باید فرود بیام.
+ خودتو لوس نکن و به ملت ضد حال نزن. من که نمی‌دونستم تو می‌خوای پرواز کنی که…
- (مرغ یک پا داره) من فرود می‌آم. می‌ریم برای نهار و بعد نهار باز پرواز می‌کنیم، اما شما حق نداری سوار شی!
+ بابا این اداها چیه؟ یک سوء تفاهمی بود که رفع شد!
- همینی که گفتم!
+ حرف آخرت همینه؟!
- اوهوم.
+ پس من هم چشمامو باز می‌کنم!

و بدین گونه چشمام رو باز کردم و قاعدتا خواب با اتوبوس و راننده و مسافر و… دود شد رفت هوا! همونجا تو رختخواب نیشم تا بناگوش باز شد و عشق کردم از ضدحالی که به مردک بی‌ظرفیت زدم و از حضور ذهن خودم و تشخیص تفاوت خواب و بیداری! فقط حیف که نتونستم عکس‌العمل‌ش رو ببینیم!

یکشنبه‌شب‌ها با دیدنیها ۱۸

یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۵۸ ق.ظ | دیدنیها |


مینی نود
مأموریت غیرممکن
شصت پا در چشم
بچه‌ها مواظب باشید
هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

پیام‌های بازرگانی ۱
پیام‌های بازرگانی ۲

نمایش سامسونگی
فلفل نبین چه ریزه
اند آف فیر پلی
بازی مهیج
نوانمای هفته

یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۲:۲۵ ق.ظ | مغشوشیات |

دیگر از این همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام!

یک صدم ثانیه

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۵۱ ب.ظ | سلام سینما,ویدئو |
One Hundreth of A Second

لینک مستقیم ویدئو

—–

پ.ن. می‌دونم که این روزها همه‌ی پست‌ها شده ویدئو و برای بچه‌های داخل ایران هم خیلی سخته دیدن ویدئو با سرعت کم. اما اولا که درگیری درسی وقتی نمی‌ذاره واسه پست نوشتاری. دوما این ویدئوها هم غیر قابل چشم‌پوشی‌ان!

برگه‌ی بعد »