مذاکره با ایران و پیش‌شرط‌ها؟!

پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ ۹:۰۴ ب.ظ | مغشوشیات,ویدئو |

پنج روز تا انتخابات آمریکا مونده و مک‌کین چه تبلیغی کرده! اونم با موسیقی پس‌زمینه‌ی عربی! حتما ببین.

لینک در یوتیوب

کوتاه‌ترین افسانه‌ی جهان

پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ ۵:۱۷ ب.ظ | طنز,مردان مریخی/زنان ونوسی |

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود.
یک روز پسری از دختری پرسید: “با من ازدواج می‌کنی؟”
دختر جواب داد: “نه!”
و پسر بعد از آن به خوشبختی زندگی کرد و به ماهیگیری و شکار رفت، گلف ِ بسیار بازی کرد، آبجو نوشید و هر وقت دلش خواست گوزید! :ی
پایان

نویسنده ناشناس، از طریق ای‌میل:

23kt5d2

چون که صد آمد نود هم پیش ماست

چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷ ۱۰:۵۲ ب.ظ | فوتبال |

امشب نوستول خون زد بالا و تصمیم گرفتم قسمت‌هایی از برنامه‌ی نود رو از طریق اینترنت ببینم:

۱- بعد ار مدت‌ها صدا یا تصویر جلالی، میثاقیان، غلام پیروانی… کلی خاطره زنده کرد و خنده!

۲- این فردوسی‌پور ناقلا! اول این که دلم تنگ شده بود برای اون خنده‌ها و طرز حرف زدنش. دوم این که هنوز هم از اون سوال‌های شیطنت‌آمیزش می‌کرد. مخصوصا سر اون قضیه‌ی فوق خنده‌دار استفاده از گوسفند برای تسطیح و هرس زمین چمن ورزشگاه. خوشم می‌آد که وقتی طرف هم پشت تلفن داره توجیه می‌کنه، زرتی قبول نمی‌کنه و محترمانه مخالفت می‌کنه.

۳- فردوسی‌پور علیرغم ایرادهایی که کارش داره، یک حرفه‌ایه؛ نه در مقیاس جهانی که با استانداردهای ایران. تقریبا همیشه یک چیزی به برنامه‌ش اضافه می‌کنه و حرکت رو به جلو داره. مثل همین قسمت که دیدم از عکس‌های ارسالی مردم (شهروند-خبرنگار) استفاده می‌کنه از طریق سایت برنامه‌ی نود! حالا البته خیلی دور از ذهنه، اما مقایسه‌ش کن با “ورزش و مردم” شفیع! برنامه‌ی نود، شروعش و ادامه‌ش، یک حرکت لازم و رو به جلو بود در برنامه‌های ورزشی تلویزیون.

۴- آرش برهانی علیرغم شاهکاری که تو بازی آخر کرد هنوز خیلی تا بازیکن شدن فاصله داره. حالا انقدر هندونه می‌دن زیر بغلش که بنده‌ی خدا ممکنه کار دست خودش بده. مثل ۱۰۰۱ بازیکن دیگه‌ای که استعدادش رو داشتن و مردم و مخصوصا مطبوعات ما خرابشون کردن. برهانی هنوز باید آموزش ببینه که چطور جاگیری کنه و مخصوصا چطور و با کجای پا ضربه‌های آخر رو بزنه. البته که زیر دست قلعه‌نوعی بازیکن اگه خراب نشه، ساخته نمی‌شه! حالا هر چقدر بیاد تو مصاحبه‌ش بگه ما آرش رو به آرش شناسوندیم و از این گل‌واژه‌ها!

۵- با این که مدت‌هاست از جو فوتبال دورم، اما خوب به عنوان یک علاقه‌مند قدیمی هنوز دوست دارم تیم ملی و استقلال برنده بشن، اما صادقانه‌ش نه با دایی و قلعه‌نوعی. نتیجه‌ی خوب ِ به هر قیمت باعث می‌شه که تفکر گند زیرآب‌زنی و نامردی و عدم دانش فوتبال رو نشه (از اونایی که از نزدیک تو فوتبال هستن بپرسین که چطور دوستان از سکوها برای پیشبرد کارشون استفاده می‌کنن). همونطور که مایلی‌کهن و پروین سال‌ها تیم ملی و پرسپولیس رو با فوتبال دیمی به فنا دادن. ما با مایلی کهن شش تا هم به کره زدیم، اما باعث شد سال‌ها بختک مایلی کهن روی تیم ملی باشه (حالا کارشناس‌ها بگن که اون برد چقدرش در اثر تاکتیک مایلی‌کهن بود البته). متاسفانه من ترجیح می‌دم که تیم ملی و استقلال ببازن و جای قلعه‌نوعی و دایی رو امثال برانکو و قطبی بگیرن (پارسال برای اولین بار تو عمرم دلم می‌خواست پرسپولیس قهرمان بشه به خاطر قطبی). هرچند تاریخ نشون داده این‌ها حتی اگر ببازن، کسی که می‌آریم جاشون طوریه که باز به ارواح این‌ها درود می‌فرستیم. سال به سال دریغ از پارسال. فقط وقتی فکر می‌کنم اگر دایی تیم رو ببره جام جهانی چطور دیگه با توپ هم از جاش تکون نخواهد خورد و خدا رو هم بندگی نخواهد کرد، پشتم می‌لرزه!

ali.parvin

۶- نکته‌ی دیگه اینه که سال‌هاست ما مربی‌ها رو از این تیم بر می‌داریم می‌ذاریم رو اون تیم. از وقتی من یادم می‌آد جلالی، میثاقیان، ذوالفقارنسب، پیروانی، فیروز کریمی، احمدزاده، مظلومی، دست‌نشان… (فارغ از این که خوبن یا بد) مربی‌های ما هستن. میثاقیان نتیجه نمی‌گیره کریمی رو جاش می‌آریم، به جای کریمی مظلومی‌می‌آد و جای مظلومی رو میثاقیان می‌گیره و همینطور تا ابد. یکی دو نفر مثل حجازی و پروین خارج می‌شن و جاشون رو احتمالا مدیرروستا و مرفاوی می‌گیرن و صبر می‌کنیم تا باز یکی دو تا دیگه بازنشست بشن که دو تا جدید جاشون بذاریم!

۷- فوتبال ما درست نخواهد شد تا بقیه‌ی ارکان کشورمون درست نشه. فوتبال ما بدون تردید پتانسیل زیادی داره. اما مثل بقیه‌ی کارهای مملکت تا به دست کاردان سپرده نشه راهش به ترکستانه و بس. وقتی مصطفوی با اون سابقه‌اش می‌شه همه‌کاره‌ی پرسپولیس، وقتی عشرت شایق تو هیئت مدیره‌ی استقلاله، وقتی از گوسفند برای درست کردن زمین استفاده می‌کنیم، وقتی بزرگترین ورزشگاه کشور هنوز سیستم دستشویی درستی نداره، وقتی تماشاگر ما با یک برد مربی رو می‌بره به عرش و با یک باخت می‌کشه به فحش خواهر و مادر، وقتی مربی تیم ملی با خدا لابی می‌کنه تا پست رو بگیره، وقتی… وقتی… وقتی… وقتی… و خلاصه تا وقتی که سلطان ما پروینه و ژنرالمون قلعه‌نوعی همین هست و خواهد بود!

———————–
* کاریکاتور با ایمیل به دستم رسیده و نمی‌دونم کار کیه!

سفرنوشت اول – بارسلونا ۱ – Casa Milà

یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷ ۳:۰۹ ق.ظ | سفرهای وحیدوپولو,ویدئو |

توضیحات اولیه که خوندنش واجب عینیه!

قسمت اول رو که ۱۰ دقیقه‌ست با دو کیفیت ضبط کردم. اونی که کیفیتش بهتره (۱۰۶ مگا بایت) رو می‌ذارم رو یوتیوب و یکی هم با کیفیت خیلی پایین (۷ مگا بایت) رو می‌ذارم رو سایت خودم که دوستانی که محدودیت سرعت و پهنای باند و این قضایا دارن، به حداقلی دسترسی داشته باشن!

لینک مستقیم یوتیوب
لینک مستقیم دانلود با کیفیت پایین

سفرنوشت‌ها – مانیفست!

یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷ ۳:۰۶ ق.ظ | سفرهای وحیدوپولو |

مدت‌ها تو ذهنم بود که یک سفرنامه‌مانندی درست کنم از سفرهایی که گهگاهی می‌رم. اما طبق معمول انقدر بلندپروازی می‌کردم که فلان می‌کنم و بهمدان که با توجه به ضیق وقت و البته ابتلا به اتساع انتهای روده‌ی بزرگ امکانش فراهم نمی‌شد! ؛)

اول می‌خواستم سفرنامه بنویسم، بعدش گفتم اون مال زمان ناصرخسرو بود، الآن دیگه حیفه از تکنولوژی استفاده نکنم! بعد تصمیم گرفتم از این مجله‌های تصویری صوتی درست کنم که یک سری عکس رو می‌ذارن پشت سر هم و روش درفشانی می‌کنن، باز حیفم اومد از تصویرهای متحرک موجود استفاده نکنم (هرچند دوربین فیلمبرداری رو چند وقتی بیشتر نیست خریدم و فقط تو چند سفر آخر فیلمبرداری کردم). از اون طرف تو عمرم از نرم‌افزارهای ویرایش ویدئو استفاده نکرده بودم و هیچ پیش‌زمینه‌ای نداشتم.

آخرش دیروز به خودم گفتم: “اگه منتظر باشی تا یه چیز آبرومند رسانه‌ای درست کنی تا آخر زمان هم به سرانجام نمی‌رسه! تازه مگه تو ژورنالیستی یا می‌خوای این رو واسه تلویزیون بسازی؟! این وبلاگ فکسنی با چهارتاونیم خواننده دیگه کله‌پاچه‌ش چیه؟!” پس آستین رو بالا زدم Windows Movie Maker رو باز کردم و با سعی و امتحان جلو رفتم! تصویرها رو اول سعی کردم پشت سر هم بذارم و بعدش روش صحبت کردم. محدودیتی هم که در نظر گرفتم ۱۰ دقیقه بود که هم حوصله‌سربر نباشه و هم بتونم رو یوتیوب بذارم. از موزیک هم استفاده نکردم و کیفیت میکروفونم هم مالی نیست.

مشکلی که به وجود اومد این بود که تصویرهای مختلف و اطلاعات مختلفی رو کنار هم چیندم، بعدش روشون حرف زدم. اما چون تجربه‌ی اولم بود حواسم نبود که خیلی فشرده‌ست و مجبور شدم تند تند حرف بزنم. از روی هیچ نوشته‌ای نمی‌خونم و تصاویر رو که می‌بینم هر چی به ذهنم می‌آد می‌گم. به این صورته که انگار بیننده نشسته کنار من و داریم گپ می‌زنیم و من روی مانیتور واسش عکس‌ها و فیلم‌ها رو نشون می‌دم و یک سری اطلاعات جانبی رو هم اضافه می‌کنم. پس پر از تپق و اشتباه لپی و از این حرف‌هاست. حتی یک جا به جای ۱۰۰ سال پیش می‌گم پنجاه سال پیش! :ی

سفرنوشت‌ها می‌تونه:
۱- راهنمای سفر باشه: تا جایی که من دیدم راهنمای سفری به زبان فارسی روی اینترنت وجود نداره و کتاب هم باز بنا بر اطلاعاتی که من دارم زیاد نیست. من خودم قبل از سفرهام اگه وقت کنم سعی می‌کنم از این راهنماهای سفر اطلاعات کسب کنم که اگه به فارسی باشه، مسلمه راحت‌ترم. ولی خوب متاسفانه نیست، پس این‌ها شاید به درد یک بنده‌خدای دیگه خورد!
۲- سفرنامه باشه: همه‌ی ما با توجه به محدودیت وقت، بودجه، ویزا… نمی‌تونیم همه‌جا رو ببینیم. اینجوری با به اشتراک گذاشتن دیده‌هامون حداقل نصف‌العیش رو می‌تونیم به هم هدیه کنیم.

نمی‌دونم اصلا این به درد کسی می‌خوره یا نه. حالا ببینم بازخوردش چیه و چقدر خودم وقت و انگیزه خواهم داشت که باز هم از این کارها بکنم! مسلمه که هر نظری می‌تونه به بهتر شدن کیفیت سفرنوشت‌های بعدی کمک کنه. همین پایین صندوق پیشنهادات و انتقادات هست، من هم حسسسسساااسسسس! تا ببینیم چی پیش می‌آد!

جنگ سری آمریکا

شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷ ۱۲:۲۱ ب.ظ | مغشوشیات,ویدئو |

می دونم که جدیدا تعداد فیلم‌هایی که اینجا می‌ذارم زیاد شده و بعضی‌ها شاکی شدن، ولی واقعا بعضی چیزها رو نمی‌تونم با یک لینک سرو تهش رو هم بیارم. چیزهایی که به نظر من ارزش دیدنش رو دارن و باید بهتر معرفی بشن. به هر حال این یک فیلم بیست‌و‌پنج دقیقه‌ایه راجع به مناطق مرزی ایران و ترکیه و عراق، گروه‌های مسلح و… فکر کردم اگه سرعتتون اجازه نمی‌ده یا حسش رو ندارین، هشدار رو داده باشم! ؛)

مسابقه‌ی رقص اوباما و مک‌کین

جمعه ۳ آبان ۱۳۸۷ ۱۲:۵۵ ب.ظ | طنز,ویدئو |

این ویدئو رو حتما ببینین! خدای ایده، ادیت و جلوه‌های ویژه و … A must see

خواب‌های طلایی ۶

سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۷ ۹:۳۵ ب.ظ | خواب‌های طلایی |

بالاخره این مثل بولدوزر فرندزبینی‌های ما هم کار دست ما داد و شد آنچه نباید می‌شد! جمع دوستان به رویاهای ما پیوستند!

دیشب خواب می‌دیدم سر صحنه‌ی فیلمبرداری فرندزم، نه به عنوان تماشاگر که به عنوان بازیگر! حالا کی باشم خوبه؟! راس! خلاصه مشغول بازی بودیم که یک گروه اومدن گروگانگیری! ما شش تا رو گروگان گرفتن و بردن توی یک خونه‌ای تو خیابون بابک مشهد. :ح بعد ما تصمیم گرفتیم از دست شون فرار کنیم. حالا مشکل اینجا بود که چندلر و جویی دقیقا به همون خنگی بودن که کاراکترهاشون هست. حالا تصور کن با این آدم‌ها باید فرار هم می‌کردیم. هربار اقدام می‌کردیم یکی از این دو تا یک سوتی می‌داد. آخرش هم بیدار شدم و فرار نکردیم! :ی

حالا اون قضیه کنار. کارگردان احمق اون قسمتی که داشتیم بازی می‌کردیم رو نذاشته بود یکی از اون قسمت‌هایی که راس با ریچل آن می‌شن. دقیقا یکی از اون قسمت‌های آف بود. من که واسه خودم نمی‌گم، دلم سوخت واسه فرصتی که جنیفر آنیستون از دست داد! :ی

این‌چنین بود رویای ناصادقه‌ی ما! در ضمن کسایی که می‌خوان آنلاین این سریال رو ببینن از این سایت می‌تونن لینک همه‌ی قسمت‌ها رو داشته باشن. تقریبا ۹۵ درصد لینک‌هاش درست کار می‌کنه. اون چندتاییش هم که یا کار نمی‌کنه یا به قسمت اشتباهی لینکه یا صدا و تصویر سینک نیست یا هرچی رو هم بیشترش تو یوتیوب هست. من تا الآن فقط با یک قسمت تو سیزن شش مشکل داشتم.

دموکراسی عبارت است از…

سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۷ ۱:۵۸ ب.ظ | هنر نزد ايرانيان است و بس,ویدئو |

اگر معتقدید استعداد دارید، اگر معتقدید استعداد شما شکوفا نشده است یا نگذاشته‌اند شکوفا گردد، اگر معتقدید مردم دنیا منتظر ظهور پدیده‌ی قرن هستند، اگر معتقدید… این گوی و این میدان:

چالش:

یک ویدیوی کوتاه بسازید که عبارت «دموکراسی عبارت است …» را تکمیل کند.

جایزه:

دریافت تمام هزینه های یک مسافرت به واشنگتن، نیویورک و هالیوود برای حضور در جشن تعیین ویدئوی برنده، قرار گرفتن در معرض دید صنعت فیلم سازی و تلویزیون ایالات متحده و دیدار با صاحبان استعداد های آفریننده، مدافعان دموکراسی و رهبران دولت. بیشتر بدانید

فرصت کوتاه و سفر جانکاه و…

یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷ ۵:۰۴ ب.ظ | مغشوشیات |

جهت یادآوری به خودم:

“وقت تلف کردن اولین و بزرگترین گناه است.”
ماکس وبر (اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری)

برگه‌ی بعد »