چقدر ممنوعه خوندیم تو زیرزمین بدبو ۳
مادر مىبافه
پسر مىجنگه
به نظر مادره این وضع خیلى طبیعیه.- پدره چى؟ اون چیکار مىکنه؟
- پدره کار مىکنه:
زنش مىبافه
پسرش مىجنگه
خودش کار مىکنه
به نظر پدره این وضع خیلى طبیعیه.- خب، پسره چى؟
پسره اوضاعو چه جور مىبینه؟
- پسره هیچى، هیچى که هیچى:
پسره، ننهش مىبافه باباش کار مىکنه خودش مىجنگه
جنگ که تموم شد
تنگ ِ دل ِ باباهه مىچسبه به کار.
جنگ ادامه پیدا مىکنه و مادرهم ادامه میده: مىبافه
پدرهم ادامه میده: کار مىکنه
پسره کشته شده، دیگه ادامه نمیده.
پدره و مادره میرن گورستون
به نظر پدره و مادره این وضع خیلى طبیعیه.زندهگى ادامه داره.
زندهگى با بافتنى جنگ کار
با کار جنگ بافتنى جنگ
با کار کار کار
زندهگى
با گورستون.
ژاک پرهور / احمد شاملو / خانوادگی
—————
پ. ن. برای به روز کردنش میشه حتی به جای “جنگ” گذاشت “اختشاش”!
