چنین گفت فردوسی پاکزاد

دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸ ۶:۰۵ ب.ظ | عکس,قند پارسی |

فردوسی سبز

عکس از ZhuPix

My Blueberry Nights

یکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۸ ۱:۱۳ ق.ظ | سلام سینما |

 فیلم را دیدیم.

نظرهایتان را خواندیم.

بین همه بیشتر با اولدی خان وحدت کردیم.

این دیالوگ را خیلی پسندیدیم:

Katya: Sometimes, even if you have the keys those doors still can’t be opened. Can they?
Jeremy: Even if the door is open, the person you’re looking for may not be there, Katya!

قند پارسی ۱۷

جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ۷:۳۷ ب.ظ | قند پارسی |

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد ….. جان را سپر تیر بلا خواهم کرد
عمری که نه در عشق تو بگذاشته‌ام …. امروز به خون دل قضا خواهم کرد

مولانا

هر کی بریزه شادونه، فکر می‌کنن خداشونه :ی

جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸ ۶:۳۱ ب.ظ | سلام سینما,ویدئو |
Pigeon: Impossible

لینک مستقیم ویدئو

میزان الحراره‌ی بلوغ

پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ۱۱:۲۸ ب.ظ | مغشوشیات |

این مطلب رو حتما بخون!

کم پیش می‌آد با چیزی انقدر با شدت و حدت موافق باشم! واقعا حیف این مطلب بود که با یک لینک ساده اون کنار سر و تهش هم بیاد. این چیزی بود که مدت‌هاست تو ذهن من بود و هی دست‌دست می‌کردم که طوری مطرح‌ش کنم که اصل قضیه لوث نشه و مفهوم باشه. آخ که چقدر قشنگ نوشته، مختصر و مفید:

آدم ها را موقع تمام کردن یک رابطه یک عاشقی باید شناخت. باید دید حریم نگه می دارند؟ راز های رابطه را به رغم پایان مثلن تلخش توی دلشان محفوظ حفظ می کنند؟ نه تنها راجع به آدم آن سوی رابطه بد نمی گویند که جلوی بد گفتن از او می ایستند؟ آتشی را که در آن سوخته اند سرد نمی کنند؟ از خودشان می گذرند، از حقشان برای گلایه، برای ابراز خشم تا جهان برای آدمی که دوستش داشته اند آسان تر شود؟

مطلب کامل در تلخ، مثل عسل

نوستول ۱۲

چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸ ۹:۱۵ ب.ظ | نوستالژی,ویدئو |
Un Comisar Acuza

لینک مستقیم ویدئو

همون زمانی که “تلویزیون دو کانال داشت، یک به جنگ می‌رفت، از دو واتو واتو آمد” این فیلم رو تقریبا ماهی یک بار پخش می‌کرد! :ح و جالبه هر بار هم من با دیدن این صحنه‌ی فیلم گریه‌م می‌گرفت :ی

خانم‌ها، آقایان! مغشوش‌نوشت‌ها با افتخار متهم تقدیم می‌کند: 
“کمیسر متهم می‌کند”، محصول ۱۹۷۳، رومانی

من از این دنیا چی می‌خوام؟ یک جعبه مداد رنگی…

پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸ ۱۲:۲۲ ق.ظ | سلام سینما,ویدئو |

لینک مستقیم ویدئو

توضیح واضحات؟!

دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ۸:۴۶ ب.ظ | مغشوشیات |

آقا یک نکته‌ای مدت‌هاست گوشه‌ی گلوم گیر کرده. اصولا من تو جایگاهی نیستم که بخوام بگم بیرون رفتن تو تظاهرات خوبه یا بد. اما اگه تصمیم به رفتن گرفتید و خدای نکرده، خدای نکرده، خدای نکرده، به خشونت کشیده شد، مهمترین چیز رسوندن کمک‌های اولیه به صدمه‌دیده‌هاست!

حالا نگو چشم‌بسته غیب گفتی. آخه تو اون فیلم‌هایی که از روزهای خرداد و تیر پخش می‌شد، به نظر می‌اومد بزرگترین دغدغه‌ی اطرافیان فیلم‌برداریه! حالا چقدرش برای اطلاع‌رسانیه چقدرش برای بلوتوث‌بازی و امثالهم، بماند. مسئله اینجاست که کمک به فرد آسیب‌دبده در اولویته که خوب همه می‌دونیم بعضی وقت‌ها ثانیه‌ها هم تو نجات جون آدم‌ها اهمیت دارند. من می‌دیدم که یکی تیر می‌خورد، دویست نفر دورش رو می‌گرفتند به فیلم‌برداری! یعنی نه تنها کمک‌حال نبودند، که جلو دست و پای کمک‌کننده‌های احتمالی رو هم می‌گرفتند!

نکته‌ی دیگه این که تو این شرایط فرد آسیب‌دیده نه تنها از لحاظ جسمی، که از لحاظ روحی هم احتیاج به کمک و پشتیبانی داره! جیغ و دادها حال‌ش رو بدتر می‌کنه و از اون بدتر اینی که تا خون می‌بینی، داد می‌زنی: “می‌کشم، می‌کشم، آن که برادرم کشت!” باز هم جدای بحث درست یا غلط بودن این شعار، به این فکر کن که رسما به آسیب‌دیده داری می‌گی تو مردنی هستی و نمی‌شه نجاتت داد! اون به امید نیاز داره، حتی اگه خیلی احتمال زنده‌موندن‌ش کم باشه!‌

و البته باز هم امیدوارم که خونی از دماغ کسی ریخته نشه! :(

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۳۱

پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۸ ۴:۴۳ ب.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |

لینک مستقیم ویدئو

خلاقیت محض ۱۴

یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ ق.ظ | خلاقیت محض,ویدئو |
Carousel

لینک مستقیم ویدئو

اینجا هم می‌تونی طرز ساخت‌ش رو ببینی. عالی آقا، عالی!

برگه‌ی بعد »