میان ماه من تا ماه گردون…

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ ب.ظ | فوتبال |

گزارشگر بازی منچستر یونایتد-آرسنال:
“الکس فرگوسن و آرسن ونگر تا به حال چهل بار با مربی‌گری این دو تیم مقابل هم قرار گرفته‌اند که فرگوسن شانزده بار و ونگر پانزده بار پیروز میدان شده‌اند…”

چهل بار می‌دونی یعنی چی؟! فرگوسن ۲۳ سال مربی منچستر بوده تا حالا و ونگر ۱۳ سال! حالا هی بشین بگو حق ما بیشتر از این حرف‌هاست. کی این حق رو به ما داده؟! از کوزه همان برون تراود که در اوست!

افسانه‌ی الکساندر

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۲:۱۲ ق.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |

نه خدایی دیدی پسرمون چه گلی کاشت؟! ؛) پسر نگو، بلا بگو! آقا، رکورد زد، رکوردزدنی! ۳۸۷ رای آورد که با نفر دوم ۱۶۹ رای فاصله داشت. هیچ کسی تا امروز بالای ۲۹۲ امتیاز نیاورده بود. بیشتر کشورها نروژ رو به عنوان یکی از سه مقام اول انتخاب کرده بودند و تنها کشوری که هیچ امتیازی نداده بود، فرانسه بود. خلاصه که حالا به ما که افتخاری نمی‌رسه که فکر کنی می‌خوام قیف بیام، ولی کارش نافرم درسته! قبلا هم در موردش نوشته بودم.

امسال چون پنجاه درصد رای رو هیئت ژوری می‌دادن، رای‌ها واقعا منصفانه‌تر از سال‌های قبل بود. حتما تا حالا شنیدی که آرش هم با دختری آذربایجانی به اسم آیسل از آذربایجان شرکت کرده بود که موزیک و ترانه هم کار آرش بود و انصافا قشنگ که سوم شدند. ایسلند هم خیلی قشنگ بود کارش و دوم شد.

به هر حال اینجا الآن در قسمت‌هایی از اعضای بدن نروژی‌ها عروسیه و چون فردا هم روز ملی‌شونه، عقربه‌ی حس ناسیونالیستی‌شون چسبیده به سقف! خدا به خیر بگذرونه! :ح

لینک مستقیم ویدئو
اجرای یوهانا از ایسلند – مقام دوم
اجرای آرش و آیسل از آذربایجان – مقام سوم

خلاقیت محض ۱۲

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۳۵ ب.ظ | خلاقیت محض,ویدئو |

لینک مستقیم ویدئو

خواب‌های طلایی ۱۰

سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹ ب.ظ | خواب‌های طلایی |

من، احمد شاملو، محمد رضا شجریان و خسرو شکیبایی جایی دور هم نشسته بودیم (یه چیزی تو مایه‌های ما سه تا رو کجا می‌برین؟! :ی) در فاصله‌ی شاید پونصد متری ما و بگو با ارتفاع تقریبا دویست متر پایین‌تر دریا بود. شکیبایی و شجریان یک فیلم در مورد شاملو ساخته بودند که داشتند نمایش می‌دادند. من به پهنای صورتم اشک می‌ریختم و معتقد بودم حق مطلب رو ادا نکرده‌اند و شاملو رو اونطور که باید و شاید معرفی نکرده‌اند!

همینجوری که داشتیم بحث می‌کردیم، یهو یک موج بزرگ سونامی‌مانندی اومد و من که تنها کسی بودم که رو به دریا نشسته بودم، موج رو دیدم ولی فکر کردم که تا این بالا نمی‌آد و به بقیه نگفتم و فقط دستم رو گذاشتم رو دوربینم که به گردنم آویزون بود تا احتمالا خیس نشه از ذرات آب رو هوا. اما آب ناغافل اومد تا جایی که بودیم، تقریبا تا کمر و دوربین کاملا خیس شد.

همین موقع دیدیم که موج دوم تو راهه. احمد شاملو رو که مثلا به خاطر اون دور هم جمع شده بودیم، روی ویلچر رها کردیم و شروع کردیم به دویدن به سمت بالا. آخرین صحنه‌ای که یادم موند این بود که در حال دویدن آب از سرم هم گذشت و من دوربین رو بالا گرفته بودم که لااقل اون بیشتر خیس نشه! و در همان حال که قبض رو صادر می‌کردم خدمت فرشته‌ی مرگ، از خواب پریدم :ی

کم‌کم احساس می‌کنم باید نگران شم! :ح

یکشنبه‌شب‌ها با دیدنیها ۱۹

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۱۶ ب.ظ | دیدنیها |


بدلکاران؟!
خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو
نمایش فوتبالی از نوع آمریکایی
Iran’s got talent
دوربین مخفی

پیام‌های بازرگانی ۱
پیام‌های بازرگانی ۲

شجاعت کافی نیست، سیاست هم لازم است
سوتی اخباری
میمون بی‌حیا ۱۸+
بچه‌ها مواظب باشید
نوانمای هفته

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۱۶

شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۷:۲۶ ب.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |
سکوت – حمیرا

لینک مستقیم ویدئو

از این تکرار بیهوده دلم تنگه

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۸:۱۰ ب.ظ | مغشوشیات |

تا اطلاع ثانوی تعطیل می‌باشد.

مردان مریخی/زنان ونوسی ۱۱

دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۱:۰۸ ق.ظ | مردان مریخی/زنان ونوسی |

خاک بر سر شما مردان بی‌غیرت گره‌خورده! اگر مردی این خبر را بشنود و از غم بمیرد سزاوار است!

دختران را همه در جنگ و جدل با مادر، پسران را همه بدخواه پدر می‌بینم…

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ ب.ظ | سلام سینما,ویدئو |
What is that?

لینک مستقیم ویدئو

رگبارهای اشک شوره‌زار ابدی را بارور نمی‌کند.*

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ ب.ظ | مغشوشیات |

خبر کوتاه بود! زندانی رنگ‌ها پر گرفت!

و مرگ ایشان
چندان موهن بود و ارزان بود
که تلاش از پی زیستن
به رنجبارترگونه‌ئی
                         ابلهانه می‌نمود:
سفری دشخوار و تلخ
                             از دهلیزهای خم‌اندرخم و
                                                                پیچ‌اندرپیچ
از پی هیچ!**

مجری حکم می‌دانست که اگر زمانی برای اجرای حکم تعیین کند، نمی‌تواند دلارا را اعدام نماید. چون میلیونها انسان از وی حمایت می‌کردند. و امروز همه ما می‌دانیم که بی‌گناهی پای چوبه دار رفت  و ناعادلانه جانش گرفته شد.

و ایشان را
              تا در خود باز نگریستند
جز باد 
        هیچ
              به کف‌اندر 
                            نبود.-  
جز باد و به جز خون خویشتن،
چرا که نمی‌خواستند
          نمی‌خواستند 
          نمی‌خواستند
                            که بمیرند.**

———————

* الف – بامداد، مرثیه، باغ آینه
** الف – بامداد، مرثیه، ققنوس در باران

برگه‌ی بعد »