خوب بالاخره انتخابات آمریکا هم برگزار شد و هرچند دیگه بیات شده، اما خواستم چند تا نکته بگم که نگن لال میباشم!
۱- دوستان خیلی زیادی دیدم کلی ذوق کردن و فکر کردن که خیر به جای شر اومده و بهار آزادی رسیده و الخ! طبق معمول با یک غوره سردی میکنیم و با یک مویز گرمی! در اینی که اوباما با مککین فرق داره که شکی نیست، اما انقدر شورش نکنیم. به نظر من فرق اوباما و مککین مثل خاتمی و احمدینژاد میمونه: اوباما باسواده، قشنگ حرف میزنه… اما بر فرض هم که بخواد، انقدری نمیتونه تغییرات ایجاد کنه، قدرتهای اصلی و لابیهای سیاسی اجازهی هر کاری رو به ایشون نمیدن، تازه همهی اینها هم با همون فرضه که خودش هم میخواد. زمان خاتمی خیلی چیزها با الآن فرق میکرد، آزادیهای اجتماعی مثل لباس پوشیدن و غیره، و البته وجههی جهانی ایران وقتی رئیس جمهورش حرف میزد، اما همون قدر که مردم انتظار بیجا داشتن که خاتمی کارهای خارقالعاده بکنه، انتظارش از اوباما هم عجیبه! همین معاون ایشون سابقهش رو بررسی کنین بسه! به نظر من بزرگترین فرق اوباما و مککین حول مسائل داخلی آمریکا میچرخه، درست مثل اصلاحطلبها و محافظهکارهای ایران!
۲- اگه فکر میکنین که فقط جمهوریخواهها جنگطلبن و دموکراتها صلحدوستن، یک نگاهی به عقب بندازین. جنگ ویتنام رو کی شروع کرد؟ خیلی وقت قبله؟ اوکی، زمان کی به همراهی ناتو به یوگسلاوی سابق حمله شد؟ کی به سودان، عراق، افغانستان موشک زد؟ دموکراتها هم گزینهی جنگشون همیشه رو میزه! سابقهی دموکراتها همونقدر خرابه که سابقهی اصلاحطلبهای ایرانی!
۳- به هر حال اینها مثاله و قصد ندارم بگم اینها کاملا شبیه همن! بیاین بشینیم عقب و ببینیم اوباما و تیمش چه میکنن، بعد قضاوت کنیم!
۴- اما با وجود تمام این حرفها آمریکاییها باید به خودشون افتخار کنن! جامعهای که ظرف پنجاه-شصت سال از مرحلهی “ورود سگ و سیاهپوست ممنوع” برسه به مرحلهی “پرزیدنت اوباما” باید یه خودش افتخار کنه.
۵- یک درس بزرگ هم واسه ایرانیها شاید! اگر با شرایط مشابه اوباما در ایران نامزد میشد، چند درصد احتمال برنده شدن داشت؟ کاری به رد صلاحیت و… ندارم ها! مردم، ما، من و تو… چند درصد حاضر بودیم به یک سیاهپوست رای بدیم (تازه اون سابقهی تبعیض نژادی رو هم ما نداریم مثلا تو ۵۰ سال پیش)؟! سرخپوست، زردپوست، آفریقایی، عرب، پاکستانی، افغانی… بر فرض این که نسل دومی هم باشه تو ایران، چقدر احتمال انتخاب شدن داره توسط مردم؟! کاری هم به این که اوباما نمایندهی یک حزبه ندارم. حالا ما که تو ایران حزبی نداریم، ولی اگر داشتیم، کدومشون ریسک میکردن یک رنگینپوست رو کاندید کنن؟! و اگه میکردن، چند درصد مردم قبول میکردن؟ گاهی قبل از جوالدوز دست گرفتن، بد نیست یک سوزن برداریم!
۶- همهی اینها به کنار. من عشق کردم سخنرانی بعد از پیروزی اوباما رو. (لینک از کمانگیر) این سخنرانی حتی اگه صددرصد هم نوشتهی کس دیگه باشه و اون فقط اجرا کرده باشه هم خداست. طرز ادای کلماتش که دیگه کار خودشه! مقایسه کن با جورج بوش مثلا! کلمه به کلمهش رو باید نوشید. اما حیف که به سیاستمدارها فقط باید گفت: دوصد گفته چون نیمکردار نیست! منتظریم پرزیدنت اوباما.