جنون دیگه کدومه؟

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۰:۵۳ ب.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,نوستالژی |

سالن میلاد – کنسرت علیرضا عصار – حدودای سال ۸۰

چهار نفر بودیم. می‌خوند: “بذار همه بدونن که عاشقی دروغه”! دو نفرمون باهاش داد می‌زدیم: “بذار همه بدونن که عاشقی دروغه” و دو نفر  همزمان: “بذار همه بدونن که عاشقی دروغ نیست”!

الان یکی نیوزلنده، یکی ایران، یکی ترکیه و یکی نروژ! دو نفر ازدواج کردند و یکی در شرف ازدواجه و یکی کماکان مشغول سینگل‌لیو! حق با کی بود خدا می‌دونه! می‌دونه؟!

یه آهنگ ناقابل کجاها که آدم رو نمی‌بره!

مطرب ما ز سر درد چه خوش می‌نالد ۶

شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۹ ۷:۳۵ ب.ظ | مطرب ما چه خوش می‌نالد,میوزیک ایز مای لنگوئج |

آهنگ “می‌دانم می‌آیی” از آلبوم “صبح بهار باران” – کاری از علی بیات و امیرحسین سام

می‌دانم که می‌آیی
چه غم دارم ز تنهایی
می‌باری چو ابر بهار
می‌شویی از دل غبار
می‌تابی چون آفتاب
می‌ربایی از دیده خواب

می‌رسد با بانگ صبح از سوی او
آن نسیم جانفزای کوی او
گر دل من بی‌‌قراری می‌کند
او بهارست و بهاری می‌کند

می‌دانم که می‌آیی
چه غم دارم ز تنهایی
شب هجران شود کوتاه
رسد صبح امید از راه…

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۳۵

چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ ۵:۵۲ ب.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |
کورش یغمایی – دختر دل‌خسته‌ی شب

لینک مستقیم ویدئو

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۳۴

چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸ ۱۱:۲۳ ب.ظ | قند پارسی,میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |
سرو آزاد – سپیده رئیس‌سادات

امشب همه غم‌های عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن!
ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین!
ای چون دل من، ای خموش گریه‌آگین!
در پرده های اشک پنهان، کرده بالین!
ای میهن، ای داد!
از آشیانت بوی خون می آورد باد!
بربال سرخ کشکرت پیغام شومی است!
آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟
ای میهن، ای غم!
چنگ هزار آوای باران‌های ماتم!
در سایه افکند کدامین ناربن ریخت
خون از گلوی مرغ عاشق؟
مرغی که می‌خواند
مرغی که می‌خواست
پرواز باشد …
ای میهن ،ای پیر
بالنده‌ی افتاده، آزاد زمین‌گیر!
خون می‌چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها.
ای میهن! (در) اینجا سینه‌ی من چون تو زخمی است.
(در) اینجا، دمادم دارکوبی بر درخت پیر می‌کوبد،
دمادم

لینک مستقیم ویدئو
منبع متن شعر

شاید فردا روز عاشق شدن باشه

یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ ۳:۲۷ ب.ظ | ضدخاطرات,میوزیک ایز مای لنگوئج |

یکشنبه‌صبحی بود. از اونها که خیلی‌وقت بود منتظرش بودم. بعد از مدت‌ها بیقرارخوابی، نسبتا خوب خوابیده بودم. پاشدم، یک فیلم گذاشتم و خزیدم زیر گرمای پتو. کاهلانه. خوش‌خوشان فیلمی دیدم و بعد بلند شدم. صبحانه‌خوران “سفر عسرت” رو گذاشتم و شروع کردم به گودریدن. از چند مطلب خوش‌دلانه‌ی چه هوای خوبی و دنیا چه زیباست گذشتم تا…

رسیدم به لحظه. خط اول رو که خوندم، فهمیدم که اشتباه بود، اما مازوخیستانه ادامه دادم. بغض راه گلو رو بسته بود. لقمه رو گذاشتم کنار و باز… اما کاش مطلب شخصی می‌موند و ارجاع نمی‌داد به دوره‌ی عکس‌سوزان و کتاب‌چالان و… کاش لااقل اسم “برادرجان” رو نمی‌آورد. دیگه اشک پرده‌در شد و تصاویر بی‌وقفه اومد. از روزهایی که بعد از یک دوره زندگی مخفی و ازین شهر به اون شهر دویدن و بعد از مدت‌ها فرصتی برای استقرار توی اتاقی که مثلا سرپناه بود، ضبط بزرگ رو می‌بردم تو رختخواب و گوشم رو می‌چسبوندم بهش و آروم آروم زمزمه می‌کردم “نمی دونی چه سخته در به در بودن، مث طوفان همیشه در سفر بودن”… از روزهایی که هر روز و هر روز پشت در زندان می‌گذشت به امید خطی و خبری و درمونده “از این شبگردیهای خسته و مایوس”… از روزهایی که بابا بالاخره تاب نیاورد و رفت که حتی “برادر جان” رو روز مرگ پدر هم نمی‌تونستی ببینی و به آغوش بکشی… از جمعه‌ی منحوسی که بالاخره خبر شوم رسید… که او هم برای همیشه رفت “چه تلخه وارث درد پدر بودن…”، بدون حتی مزاری که مادر بتونه سر روش بذاره و گریه کنه. اجبارا رفتیم به مزار بابا. مامان که از بعد از مراسم سوگواری اولیه برای بابا اشکش رو ندیده بودیم و مثل کوه پشت ما بود، بعد از چند سال یکهو شکست و چه زار می‌زد اون‌روز روی مزار، برای شوهر یا پسر یا خودش و ما که چنین بی‌پناه بودیم! “نمی‌دونی گرفتار کدوم طلسم و نفرینم… همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس”

حالا من موندم و یکشنبه‌بعدازظهری (که مثل جمعه‌بعدازظهرهای ایران می‌مونه) که موندم این آهنگ رو که مدام داره بازپخش می‌شه، کجای دلم بذارمش، تو فکر این که “هرمز” آذینی داشت که چنین جاودانه‌اش کند، کاش دیگران هم…

“به فردا دلخوشم؛ شاید که با فردا، طلوع خوب خوشبختی من باشه”

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۳۳ (ویژه‌ی شب یلدا)

دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸ ۸:۱۹ ب.ظ | سلام سینما,میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |

لینک مستقیم ویدئو

کاش بدونم از کدوم جاده می‌آی

پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸ ۱۱:۴۰ ب.ظ | سلام سینما,میوزیک ایز مای لنگوئج |

ما که تو این بازی هم‌فیلم‌بینی‌نویسی شما نیستیم و معمولا یک گوشه می‌شینیم و بازی شما رو تماشا می‌کنیم و ماست‌مون رو می‌خوریم و حالا یهو یه موقع‌هایی هم هوس می‌کنیم و ذرتی هم پرت می‌کنیم. از طرف دیگه هم از خدا که پنهان نیست، از شما هم نباشه، مدت‌هاست که به اصطلاح بزرگ شدیم و به عشق یک‌طرفه و الخ اعتقادی نداریم. اما تمام مدت دیدن این فیلم این ترانه تو سرمون چرخ می‌خورد و دلمون هم کمی بفهمی نفهمی می‌لرزید.

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۳۲

سه شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ ب.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |
این همه عاشق داری، چطور حسودی نکنم؟

لینک مستقیم ویدئو

با اینا خستگیمو در می‌کنم ۳۱

پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۸ ۴:۴۳ ب.ظ | میوزیک ایز مای لنگوئج,ویدئو |

لینک مستقیم ویدئو

مطرب ما ز سر درد چه خوش می‌نالد ۵

سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ ۹:۵۲ ق.ظ | مطرب ما چه خوش می‌نالد,میوزیک ایز مای لنگوئج |

آهنگ “برف” از “اسفندیار قره‌باغی”

ببین باز می‌بارد آرام، برف
فریبا و رقصنده و رام، برف
عروسانه می‌آید از آسمان
در این حجله آرام و پدرام، برف

زمین را سراسر سپیدی گرفت
به هر شاخه، هر شانه، هر بام، برف
نشسته به اندوه انبوه دشت
به بی‌برگی باغ ایام، برف

خزان هم به دامان مرگی خزید
کنون فصل سرد سرانجام، برف
فرو بسته یک شهر چشمان خویش
و می بارد آرام آرام، برف

پ.ن. امروز اولین برف امسال بارید! (برای ثبت در تاریخ :ح)

برگه‌ی بعد »