Five Minutes of Heaven
این فیلم رو ببین حتما به نظرم. چقدر به این روزهای ما نزدیکه، چقدر حرف داره واسه گفتن، چقدر نکته داره واسه یاد گرفتن.
این فیلم رو ببین حتما به نظرم. چقدر به این روزهای ما نزدیکه، چقدر حرف داره واسه گفتن، چقدر نکته داره واسه یاد گرفتن.
نه هنرپیشه مورد علاقهی من بود و نه فیلم و سریالی غیر از “آینه” ازش یادم مونده. وقتی خبر رفتنش رو شنیدم، فقط هجوم خاطره بود. خاطرات دههی شصت، روزهایی که تلویزیون فقط دو کانال داشت و قحطی تصویر اون سالها و فیلم سینمایی هفتهای یکبار و سریالهای تک و توک…
“آینه” یک سریال درپیت با پندهای اخلاقی گلدرشت و “با محبت خارها گل میشود” و … بود. بازیهای اغراق شده و مادرشوهر بداخلاق و عروس بدجنس و آخرش بیاین با هم خوب باشیم و زندگی شیرین میشود! اما لنگه کفش کهنهای بود که خانوادهها رو مینشوند پای تلویزیون و میذاشت چند دقیقهای فارغ از والفجر ۸ و کوپن ۲۳۸ شهری و ترور فلان وزیر و اعدام اعضای فلان سازمان باشند. برنامهای از جنس “پاییز صحرا”، “آینه عبرت” و انواع خارجیش “سالهای دور از خانه”، “هانیکو” و…
مهین شهابی، اسمی که سالها بود نشنیده بودم و وقتی شنیدم به کجاها که نبرد منو. ممنون برای تمام اون روزهایی که میذاشتی نیمساعتی از خبرهای خون و جنون دور باشیم. آسوده بخوابی، مهین خانم!
به لطف مریضی و در خانهماندگی توفیق اجباری نصیب شد “محاکمه در خیابان” دیدم. در یک کلام مزخرف! فیلمنامه؟ شوخی میکنی! (یا “فرهادی” تو هم؟!) بازی؟ پوففففف! کارگردانی؟ دکوپاژ با چاقو! موسیقی؟ چرت.
یک زمانی فیلمهای کیمیایی هیچ نداشت، به عشق دیالوگهاش میشد دید و بازی گرفتن از بازیگرهاش. واقعا آخه چی بود این فیلم؟ آقای کیمیایی حالا بازی همه یک طرف این پولادتون یک طرف! حالا به صرف این که پسر شماست، حتما باید نقش اول بازی کنه؟ یک زمانی بهروز بود، بعد رسید به قریبیان، گفتیم خوبه. فروتن؟ عربنیا؟ خوب بودند والا با توجه به پتانسیل موجود در زمان خودشون! اما آخه پولاد؟ خدا وکیلی اگه پسر خودت نبود، نقش همون رقاصای تو مراسم عروسی رو هم بهش میدادی؟
نمیدونم کجا خونده بودم که ابراز خوشحالی کرده بود طرف از به کار بردن عکسای بعد از انتخابات تو تیتراژ پایانی! خوب چه ربطی به خود فیلم داشت اون عکسا؟ مثلا اگه آخر فیلم Shoot ‘Em Up میاومدن عکسای می ۶۸ رو میذاشتن فیلمش میشد ستایش اون جریان؟! ولمون کن بابا!
برای من فیلم فقط دو نکتهی قشنگ داشت. یکی اون جایی که عبد برمیگرده تو ماشین و اون عکس زیر آفتابگیر رو برمیداره… یکی هم موسیقی تیتراژ پایانی.
ما که تو این بازی همفیلمبینینویسی شما نیستیم و معمولا یک گوشه میشینیم و بازی شما رو تماشا میکنیم و ماستمون رو میخوریم و حالا یهو یه موقعهایی هم هوس میکنیم و ذرتی هم پرت میکنیم. از طرف دیگه هم از خدا که پنهان نیست، از شما هم نباشه، مدتهاست که به اصطلاح بزرگ شدیم و به عشق یکطرفه و الخ اعتقادی نداریم. اما تمام مدت دیدن این فیلم این ترانه تو سرمون چرخ میخورد و دلمون هم کمی بفهمی نفهمی میلرزید.