بهم خبر دادند که چه نشستهای که همسرت فارغ شد. از جا پریدم، دستهگلی خریده و “خرم و خندان قدحبادهبهدست” به سمت بیمارستان رفتم. وقتی به اتاق مربوطه رسیدم، دیدم جا تره و بچه و مادرش نیستند. دستهگل رو گذاشتم روی متکا و رفتم بیرون ببینم کجا رفتند. چیزی پیدا نکردم و برگشتم اتاق. یهو با بدترین صحنهی ممکن مواجه شدم. استادی که چند روز پیش باهاش امتحان داشتم و منتظر نمراتشم، اونجا بود و دستهگل رو مثل یک نوزاد بغل کرده بود و داشت نوازشش میکرد و قربونصدقهش میرفت. از شدت عصبانیت از خواب پریدم.
گوئیا دچار حس خودمریمبینی شدهایم. بدون داشتن همسر بچه زاییدیم. میارکخوابی یود. اما نفهمیدیم حکمت استاد مربوطه چه بود. معبرین را خبر کنید. گوییم صلهای دهند معبری را که بگوید چه تعبیریست در حضور استاد؟ آیا این یعنی در امتحان مربوطه دوقلو زائیدهایم؟ آیا یعنی استاد مربوطه مثل مادر از برگهی ما مراقبت میکند؟ آیا یعنی گاومان ششقلو زائیده است؟ آیا یعنی خر ما از کرگی دم نداشت؟ آیا یعنی… کلا این خواب مثبت است یا منفی؟ دل در دلمان نیست! یاری دهید.