جهت لبیک به ایشان و با تشکر ویژه از دبیرخانهی موقتِ فراکسیونِ تیآینویسان جهت ابداع روش نوآورانهای جهت مشغولیت مفید در این ایام و شکوفایی احتمالی امتحانات پیش رو تعدادی ترانه/آواز جهت اجرا توسط خوانندگان به اصطلاح لسآنجلسی در مراسم اهدای جوایز پیشنهاد میگردد:
داریوش:
اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار
توانای نوآوریم نیست، تو یاری کن مرا ای یار
تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را در یاب
شکوفا کن مرا تا صبح، نوازش کن مرا تا خواب
همیشه نوآوری کردن، دلیل بودن من بود
چراغ شکوفایی اگر بود، از تو روشن بود
ستار:
اگه شکوفایی کنی من میشم سنگ صبور
نوآوریت رو گوش میدم شهر غربت راه دور
همسفر تنها نرو بذار تا شکوفا شیم
سرنوشته مون یکی هر دو مون نوآوریم
گوگوش:
حالم بهم میخوره از نوآورای الکی
این همه از ما بهترون، شکوفای دروغکی
شیطونه میگه همهی نوآورها رو لو بدم
چرا باید وحشت کنم وقتی همه وصلیم به هم
ابی:
هزار نوآور مثل تو عاشق
گذشتن از شب به نیت روز
رفتن و رفتن شکوفایانه
نیامدن باز اما تا امروز
خدا به همرات ای خسته از شب
اما سفر نیست علاج این درد
راهی که رفتی رو به تکراره
نوآوری نیست، شبزده برگرد
مرحومه هایده:
دل دیوونه ای دل، ای بی نشونه ای دل
ندونستی زمونه، نوآورونه ای دل
وقتی شکستی از عشق، شکوفیدی دوباره
ندونستی شکوفایی خریداری نداره
مرحومه مهستی:
آهای مسافری که میری به سوی ایران
از جانب هزاران ایرانی پریشان
رسیدی به خاک پاکش
شکوفایی کن تو خاکش
رسیدی به خاک پاکش
نوآوری کن تو خاکش
مفقوده حمیرا:
عزیز نازنین من نگو که خوابه و خیال
دلم میخواد دوباره باز نوآوری کنیم توی شمال
…
با دستهای عاشقمون
شکوفا بشیم تو خیال
با چوب سبز جنگلی
تو بارون ریز شمال
مرحوم ویگن:
بارون بارونه زِمینا تر میشه
گلنسا جونُم شکوفاتر میشه
گلنسا جونُم تو شالیزاره
نوآوری داره میترسُم بچاد
طاقت نداره طاقت نداره
سیاوش قمیشی:
عسل بانو هنوزم پیش مایی
اگرچه دست تو دیگه نوآور نیست
هنوزم با توام تا آخرین شعر
نگو وقتی واسه شکوفیدن نیست
حالا هرجا که هستی باورم کن
بدون با یاد تو نوآورترینم
هنوزم زیر رگبار ترانه
کنار خاطرات تو میشینم
عارف:
سلطان قلبم تو هستی تو هستی
رکورد نوآوری را شکستی
پیمان شکوفایی به قلبم تو بستی
با من پیوستی
اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بر یار دیگر نبندم دلم را
سرشارم از نوآوری و شکوفا ای یار زیبا
شهرام شبپره:
ای قشنگ تر از پریا تنها شکوفا نشیا
بچه های محل نوآورند عشق من رو میدرند
ای یار قشنگ شکوفای مشکی پوشم
با لنگه ابروهات شرقشرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم شکوفا شوی
میآم بالا با نوآوریام روت رو میپوشم
منصور:
دنیا و قیل و قالش
تکرار رو بیخیالش
نوآور رو نگاه کن
ببین چه خوبه حالش
تو این دو روز دنیا
شکوفا شو یه دریا
بزن به سیم آخر
نوآور شو مثل ما
نوآور غم نداره
هیچ چیزی کم نداره
به فکر شکوفاییه
نوآور شو کی به کیه
نوآور نوآور
نوآور شو نوآور
نوآور نوآور
نوآور شو نوآور
افشین:
آس آس آسمو پاسم ولی نوآورونه
یه دل دارم که داشتنش گرونه
اگه بخوام دو سوت شکوفا میشی
دو سوت شکوفا میشی بیبهونه
وقتی شکوفا شدی زود در میرم
نوآوری یه جای دورو بی نشونه
استاد شماعیزاده:
دختر مردم نوآورم کرده
امسال از هر سال شکوفاترم کرده
با خودم گفتم میشکوفه یا نه
تو گوشش خوندم یا بگو آره یا نه
میدونه خود شیطون بلاش میدونه
که من کشتهی اون نوآوریاشم
میدونه خود شیریناداش میدونه
که من مردهی شکوفا شدناشم
شکیلا:
تیشه فرهاد دلی دریاوار
نوآوری رو به خاطر بسپار
چکچک نور رو از سقف بازار
شکوفایی رو به خاطر بسپار
هنگامه:
خبر آوردن می دونم، خیلی شلوغ شده سرت
میگن نوآوری شده، کار اول و آخرت
همه همش دنبالتن، میخوان شکوفات بکنن
با هیچ کسی نمیشکفی، حتی اگه خدات کنن
معین:
مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن، گذشته برنگشته
به فکر نوآوری باش، شکوفا و سر زنده باش
به انتظار طلعت خورشید تابنده باش
اندی:
آخه من قربون اون صورت خوشگلت برم
تو دلت غم نشینه قربون اون دلت برم
پاشو باز با من برقص تا نوآوری کنم برات
تا شکوفا بکنی صحنه رو با دلبریهات
نوآورا باید برقصن
نوآورا باید برقصن
شکوفاها باید برقصن
شکوفاها باید برقصن
شهرام صولتی:
عشق نه به التماسه، عشق نه به منت کشی
نوآوری کن آروم بشم، نه اینکه مکرر بشی
عاشقم اما التماس نمی کنم شکوفا شی
میخوای بشو میخوای نشو، دیگه خودت میدونی
شهره صولتی:
یار من نوآور شد و رفت سوی یک یار دیگه
دل منو تنها گذاشت از پی دلدار دیگه
گفتمش شکوفایی جدا میشه ز سینه
گفت که راهی نداره بخوای نخوای همینه
لیلا فروهر:
وقتی که مریم عروسکم بهترین یار من بود
شکوفایی و نوآوری کار من بود
سه بهار از عمر من خبر میداد که بچه سالم
اما من نوآور بودن رو میدیدم تو خیالم
عمری من تو تصویرا زندگی کردم
واسه شکوفایی سازندگی کردم
وقتی پرده نمایشی رو بستن
نوآوری ترانه رو نشکستن
فرامرز اصلانی:
اگه یه روز بری سفر … نوآوری کنی بیخبر
اسیر رویاها میشم … دیگه شکوفا نمیشم
فرامرز آصف:
چه خبر از اون نوآورای بینشون
که نیمهی شب ها واسه دلشون
توی کوچههای شهر میخوندن
رعنا تو کجایی؟ رعنا چه بلایی
تو عالم مستی شکوفا میشدن و
قصهی وفا رو میخوندن
رعنا های های، آخ گل مایی، رعنا
محسن نامجو:
نوآوری همیشه پا برجاست
تکرار نمی شود همه چیز
شب وصل قبل از تولد نیست
شکوفایی یک لاستیک فرسوده نیست گیر کرده در گل و لای
مغز نیست یک مخابرات متروک
آه که اینطور ٬ آه که اینطور
کیوسک:
نوآوری یعنی قبولی تو کنکور
رفتن به کانادا با رشوه و پول
شکوفایی یعنی یه عکس و امضا
از مهران مدیری رضای گلزار
و نهایتا ترانهی برگزیدهی اینجانب توسط همشیرگان آبجیز:
نوبرش رو آوردیم نوآوری رو آوردیم، نوبرش رو آوردیم شکوفایی رو خوردیم
شکوفایی اسم میوه ساله، مد شده و سرو میشه تو پیاله
همچین که نزدیکای فصلش میشه، پر میشه تو ویترینها پشت شیشه
خیلی جاها میفروشن اونو، با زور تو بسته بندی های جورواجور
اگه نخوای خودت اونو بخوری میکنن تو حلقت با توسری
—————————————————–
مرتبط:
جشنوارهی نوآوری و شکوفا
چه دنیای روبه نوآوری و شکوفایی ای داریم آقای مهرجویی
ضرب المثل های نوآورانه، شکوفایانه
کتابهای شکوفا
فحش های شکوفا
و کسی که مدتها قبل از این فراخوانها شکوفا شده بود نوآورانه!
هنگ